حس ششم *
اصولا هر گاه از حس ششم سخن ب میان می اید تمام فکری که در موردش میکنیم
بر میگردد به عالم اولی و ماوراء و متافیزیک... ولی نظر بنده این است ک حس ششم تلفیقی
نا خود اگاه است از ۵ حس دیگر ...
مثلا اهنگ جدید این مجاز کده ناخوداگاه بنده را ب دورانی خوش روانه میکند ...
یا بوییدن بویی مرا ب یک دورتن دیگر میبرد ...
زمانی که خیلی عادی مثلا در هین رانندگی بویی ب مشام میرسد که خیلی واضح نیست
و حواس ما متمرکز ب رانندگیست ... اگر این بو را قبلا شنیده باشیم ، و در پیشینه ی
حسی ما این بو یاداور خوشی باشد .. نا خوداگاه میگوییم حس ششمم میگوید که اتفاق
خوبی در راهست ... البت این تنها یک نظریه ی معمولی ست که در حد یک فرضیه مانده
ولی بنده به ان معتقدم ....
+ این فرضیه متعلق به فطانا عابدینی است ٪
+ به این آدرس سری بزنید .... شاید شما نیز :-& ..... بعله در این فرم نیز ثبت نام نمایید ... هههه
برای خنده اش بیایید جمیعمان ثبت نام کنیم ...
+ جوابیه ی ماهی سیای کوجولو به مدیر سایت بالا :
ببین جناب علی این حرفا واس تو یکی نی ...
ازدواج موقتم واس ادمای بی جنبه ای مثه توئه.. جون تو راس میگم ...
کثافت کاری خالیه .. همین ... هرزه گری اسلامی ... چ فرقی داره ... هان ؟
مثلا پیامـبرمـــ تون نگفتن مگه راهب گری تو دین ما نی ؟ هان ؟
این جز راهب گریه ؟
تو اگه مردی جولو خودتو بیگیر ب زن و بچه مردم نیگا نکنی ...
تو شهوت خودتو روش کلا شرعی میزاری ... کسایی رو میشناسم 30 و اندی ساله
مزدوج نشدن تا حالا مثلا ب قول شما ب فسادم کشیده نشدن ...
این حرفای تو کشکه ... فقط کلا شرعی میزارین رو گند کاریاتون ...
تو و امثال تو واس رو خودشون کار کنن ...
تو اگه مردی جولو خودتو بیگیر ... نه زن بیگیری نه مثلا جی اف ... نه زن صیغه ای ...
نه هرزه های کنار جردن ... خودتو ادم کن ...
به جای ایین امام و اون امام سخن مخن اووردن ...
+پایانیه ای برای این بحث :
دین مهمه؟ چرا به تغیر افتادی؟ اولش دعوا داشتیم .... ولی الان نه ... پس منطقی باش ...
دین ها همه ماهیتشون یکیه ... خدا ... ایا واقعا بهش ایمان داریم؟
زرتشت و عیسی و نوح و ابراهیم محمد همه پیش یکی اومدن ...
منم حنیفیم ... شیعه هم هستم ... ولی هنوز نمیدونم ک آیا بدرستی شیعه ام یا نه ؟
یا شیعه بودنمو وامدار شناسنامم یا واقعا خودم هستم که شیعه ام ؟ بنده اشتباه کردم ...
خیلی تند رفتم ... حالا که فکر میکنم میبینم بسیار تند رفتم ... ولی تهمت نزدم ...
شمازدی متهم کردی دینت رو تو سر زدی ... و جای الله قضاوت کردی ... و پیروان
یکی از دین های الهیشو به فلک بستی... ازدواج موقت رو قبول ندارم ... احساس میکنم ...
کاری عبسه ... ارتباط داشتن با جنس مخالف و عشق ورزیدن رو کاری بیخود میدونم ...
که تنها وقتمو میگیره ... نمیتونم با قطعیت کامل بگم ... ولی جناب علی موقعیت ها
سازنده ی ما ادمهان ... راست میگی شاید اگر بنده نیز انسان خشک و جدی ونا
مهربانی نبودم برای ارام کردن وجدان خودم این کار را میکردم ... کاری ک درسته ..
. و اون روابطو ک باعث بیماری ها و سندروم های زیادی میشه پوششی از مشروعیت
روش میندازه ... روابطب ک از داخل پوسیدست رو پوشش دین ارامش بخش تر میکنه ....
ولی هنوز هم باهاش مخالفم .... و اما حذف وب ... در هکهام تا حالا کسیو حذف نکردم
جز یک بار ... حدود 1 ساله که هک نکردم ... و فکر هم نکنم وقت و حوصله ی هک دوباررو
داشته باشم ... ولی سعی کن قضاوت نکنی ... تو اوون ور بوم افتادی ... موفق باشید
زیر نور هور مزد پاک !
دَوار ها باران را جذب میکنند ... آفتاب را جذب میکنند ... خود خیس میشوند ... خود میسوزند ...رو سیاه هستند .... ولی همیشه ها ایل را خشک و خنک نگه میدارند ... بدور از سرما و گرما ... دوست دارم دَوار باشم تا باران و آفتاب ... رو سیاه بودن بهتر است از بی مرامی ....