نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۶
دَوار ها باران را جذب میکنند ... آفتاب را جذب میکنند ... خود خیس میشوند ... خود میسوزند ...رو سیاه هستند .... ولی همیشه ها ایل را خشک و خنک نگه میدارند ... بدور از سرما و گرما ... دوست دارم دَوار باشم تا باران و آفتاب ... رو سیاه بودن بهتر است از بی مرامی ....